۱۳۹۴ خرداد ۲۴, یکشنبه

اسلام خرافه‌ای بیش نیست؛ آیا باید به خرافات ایمان بیاورم؟

 سرتاسر قرآن را چندین وچند بار گشتم تا شاید خودم را قانع نمایم که این دین رگه‌هائی از دانش را داراست، اما افسوس که غیر از نوشته‌هائی پر از خرافه چیزی را نیافتمکتب اسلامی ادعا دارند، قرآن دارای معجزات علمی است ، متأسفانه چیزی جز بازی با کلمات و مغلطه را در آنها ندیدم.
 به احادیث معتبر اسلام مراجعه نمودم، متأسفانه سخنانی را یافتم که اگر بیان گردد اسباب مضحکه‌ی خاص و عام خواهد شد؛ سخنانی مانند اینکه یکی از نشانه‌های تشخیص امام معصوم و در اینجا امام زمان، بو کردن مدفوع اوست!اگر مدفوعش بوی مشک داد، او امام زمان واقعی است و در غیر این صورت دروغگوئی بیش نیست. 
 خواندم که ابی‌طالب برای محمد از پستانش شیر داده است.
 دیدم که امام رضا در پاسخ به اعتراض برادرانش که از او درخواست نشان دادن مادر امام جواد را داشتند و پس از ناتوانی این امام، او را متهم به خریداری این پسر کردند؛ این امام معصومشان هم برای اثبات اینکه این امام سیه‌چرده(امام جواد) فرزند خودش است به قیافه‌شناس متوسل شد.
از کدامین خرافات دینتان بیان نمایم؟ آیا منطقی است که خر راوی حدیث باشد و ادرار شتر از شیرش سودمندتر؟
آیا منطقی است که هنگام جماع ائمه، خدا برایشان از آسمانها نوشیدنی مخصوصی را بفرستد؟ 
این چه خدائی است که به برخی از انسان‌ها اجازه می‌دهد مرجع علم باشند و در قبال آن هم مردم به پاس اینکه این اشخاص بجایشان در دین تفکر می‌نمایند، باید خمس سرمایه‌ی‌شان را به این آقایان بپردازند؟
این چه خدائی است که انسانها را مجبور می‌نماید روزانه چندین نوبت به سوی سرزمین عربستان سعودی خم و راست شوند، آن هم با این دلیل که خدا در آنجا خانه‌ای دارد!؟
این چه خدائی است که زن را کم عقل‌تر می‌داند و ارزش گواهی او کمتر از نصف مرد است ولی سن بلوغ او را 6 سال زودتر از پسر به حساب می‌آورد؟
بغض گلویم را می‌فشارد هنگامیکه می‌بینم به مردم کشورم اجازه‌ی تفکر را در این دین جنایت‌پیشه نمی‌دهند.......

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر