۱۳۹۴ خرداد ۲۴, یکشنبه

اگر الله بخواهد، تکه‌ای از آسمان را بر سر شما فرو می‌اندازد

اگر الله بخواهد، تکه‌ای از آسمان را بر سر شما فرو می‌اندازد
    یکی از خرافاتی که بصورت عجیب در اسلام وجود دارد و کمتر آخوندی به آن پرداخته، داستان آسمان است؛. تصور اسلام از آسمان به صورت عجیبی با خرافات عجین است بگونه‌ای که امروز کاملا خنده‌دار به نظر می‌آید.
    از دید قرآن، الله نخست آسمان را بر روی زمین ساخت و سپس آن را بالا برد، این کار جمعا دو روز از وقت الله را گرفت (البته با خلقت ستارگان و منظم و محکم نمودن طبقات آسمان).
    محمد هم آسمان را جسمی جامد و سخت می‌دید که بالای سر آنان قرار دارد؛ او از قول الله مرتبا به کسانیکه به اسلام ایمان نمی‌آوردند، بیان می‌نمو  "ای مردم! چرا به الله ایمان نمی‌آورید؟ نگاهی به بالا و پائین خودتان بیندازید؛ اگر ما بخواهیم یا آنان را در زمین فرو می‌بریم یا تکه‌ای از آسمان را بر سرشان رها می‌سازیم":
    أَفَلَمْ یَرَوْا إِلَى مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِیبٍ (سباء/9) آیا آسمان و زمینى را كه پیش روى و پشت ایشان است ننگریسته‏اند؟، اگر خواهیم به زمین فرو بریمشان، یا بر آنان پاره‏اى از آسمان را فرو اندازیم، در این امر براى هر بنده توبه كار، مایه عبرتى است‏.(ترجمه خرمشاهی)
     غیر مسلمانان محمد را دروغگو می‌پنداشتند که خود را فرستاده‌ی الله می‌نامید، زیرا آنان به وجود الله ایمان(باور) داشتند و به او می‌گفتند:" ای محمد! اگر راست می‌گوئی، همانگونه که گمان داری، الله تکه‌ای از آسمان را بر سر ما فرو می‌اندازد:
    فَأَسْقِطْ عَلَیْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ (شعراء/187) پس اگر از راستگویانى پاره‌‏اى از آسمان را بر [سر] ما بینداز.(ترجمه خرمشاهی)
این تکه پاره سنگ و یا چیزی مانند این نیست بلکه بخشی است از خود آسمان:
    أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَیْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِیَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِیلًا (اسراء/92) یا پاره‏‌هایى از آسمان را چنانكه گمان دارى بر [سر] ما بیندازى یا خدا و فرشتگان را رویاروى ما بیاورى‏.(ترجمه خرمشاهی)
   و محمد هم عاجزانه در پاسخ می‌گوید:
     وَإِن یَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا یَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ (طور/52) و چون پاره‌‏اى از آسمان را افتاده بینند، گویند ابرى متراكم [و نعمت‏] است‏. (ترجمه خرمشاهی).

    جناب مکارم و فولادوند معنی کسفا را تکه سنگ نوشته اند؛ خوب به این ترجمه از این آقایان توجه نمائید تا دوگانگی در ترجمه‌ی آنان را بهتر بشناسید؛ فولادوند کسفا را به معنی انبوه ترجمه کرده است :
    اللَّهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَیَبْسُطُهُ فِی السَّمَاء كَیْفَ یَشَاءُ وَیَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ(روم/48) خدا همان كسى است كه بادها را مى‏فرستد و ابرى برمى‏انگیزد و آن را در آسمان هر گونه بخواهد مى‏گستراند و انبوهش مى‏گرداند پس مى‏بینى باران از لابلاى آن بیرون مى‏آید و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد رسانید بناگاه آنان شادمانى مى‏كنند.(ترجمه ی فولادوند)
مکارم هم به معنی متراکم ترجمه نموده است:
    خداوند همان كسی است كه بادها را می‌‏فرستد تا ابرهائی را به حركت درآورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه كه بخواهد می‏گستراند، و متراكم میسازد در این هنگام دانه‏های باران را می‏بینی كه از لابلاهای آن خارج می‏شوند، هنگامی كه این (باران حیاتبخش) را به هر كس از بندگانش كه بخواهد میرساند خوشحال می‏شوند.(ترجمه ی مکارم)
ولی:
   أَفَلَمْ یَرَوْا إِلَى مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَیْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِیبٍ (سباء/9)
فولادوند: آیا به آنچه از آسمان و زمین در دسترس شان و پشت‏سرشان است ننگریسته‌‏اند اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو مى‏بریم یا پاره‌‏سنگهایى از آسمان بر سرشان مى‏افكنیم قطعا در این [تهدید] براى هر بنده توبه‏كارى عبرت است
مکارم: آیا به آنچه پیش رو و پشت سر آنان از آسمان و زمین قرار دارد نگاه نكردند (تا به قدرت خدا بر همه چیز واقف شوند) اگر ما بخواهیم آنها را (با یك زمین لرزه) در زمین فرو می‏بریم، یا قطعات سنگهائی از آسمان را بر آنها فرو می‏ریزیم، در این نشانه روشنی (بر قدرت خدا است) برای هر بنده توبه كار.
    هر دوی این ترجمه ها اشکال دارد. اگر پاره سنگ است، پس در روم/48 هم باید به همان معنا بیاید. ترجمه‌ی درست را خرمشاهی نموده است:
    خداوند كسى است كه بادها را مى‏فرستد كه ابرها را بر مى‏انگیزد، و آن را در آسمان هرگونه كه بخواهد مى‏گستراند، و آن را پاره‏ پاره مى‏كند، و باران درشت قطره را بینى كه از لابلاى آن مى‏تراود، و چون آن را به هر یك از بندگانش كه بخواهد برساند، آنگاه است كه شادى مى‏كنند (ترجمه ی خرمشاهی)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر