تناقضات قرآن ( بخش اول )
در زیر به بیان برخی از آیات متناقض قرآن پرداخته شده
در این قسمت از بحث اسلام شناسی، به بررسی خود قرآن میپردازم: قرآن بیان میکند که این کتاب، کلام الله است و از نویسندهی این کتاب به عنوان آفریدگار یاد میکند ، آفریدگاری که سخنش در گذر زمان همواره دارای تازگی است و در بیانش هیچ گونه تناقضی را مشاهده نخواهید کرد: أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا كَثِیرًا (نساء / 82) آیا در قرآن نمىاندیشند اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیارى مىیافتند. اما در این کتاب به آیاتی بر میخوریم، که نشان دهنده ی خلاف این گفته است:
در این قسمت از بحث اسلام شناسی، به بررسی خود قرآن میپردازم: قرآن بیان میکند که این کتاب، کلام الله است و از نویسندهی این کتاب به عنوان آفریدگار یاد میکند ، آفریدگاری که سخنش در گذر زمان همواره دارای تازگی است و در بیانش هیچ گونه تناقضی را مشاهده نخواهید کرد: أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا كَثِیرًا (نساء / 82) آیا در قرآن نمىاندیشند اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیارى مىیافتند. اما در این کتاب به آیاتی بر میخوریم، که نشان دهنده ی خلاف این گفته است:
اولین تناقض: -- الله گمراهان را هدایت نمیکند ، اما محمد را گمراه یافت و او را هدایت نمود. قرآن در آیات گوناگونش بیان میکند که الله کسی که گمراه باشد، او را هدایت نخواهد کرد: إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی مَن یُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ (نحل/37) هر قدر بر هدایت آنها (ای محمد)حریص باشی (سودی ندارد) چرا كه الله كسی را كه گمراه ساخت هدایت نمیكند و یاورانی نخواهند داشت.
حتی الله توبه ی گمراهان را نمی پذیرد:
إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ (آل عمران/90) كسانی كه پس از ایمان كافر شدند و سپس بر كفر افزودند، هیچگاه توبه آنان، قبول نمیشود، و آنها گمراهان هستند . همانگونه که مشاهده میشود مرحلهی گمراهی ، آخرین مرحله از مراحل کفر به الله است: قَالَ وَمَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ (حجر/56)( ابراهیم) گفت چه كسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش مایوس میشود.
پس بر طبق این آیات، اگر کسی به مرحلهی ضلالت(گمراهی) رسید و یا در این مرحله باشد، الله او را هدایت نخواهد کرد، اما الله خطاب به پیامبرش میگوید که:
وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى (ضحی/7) و(الله) تو را(ای محمد) گمراه یافت و هدایت كرد .
--تناقض در سخنان لوط
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ (اعراف/80) و لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت آیا آن كار زشت(لواط) را مرتكب مىشوید كه هیچ كس از جهانیان در آن بر شما پیشى نگرفته است. إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ (اعراف/81)وَمَ شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان درمىآمیزید آرى شما گروهى تجاوزكارید ما كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ(اعراف/82) ولى پاسخ قومش جز این نبود كه گفتند آنان را از شهرتان بیرون كنید زیرا آنان كسانىاند كه به پاكى تظاهر مىكنند . و یا همین داستان را در جائی دیگر از قرآن بیان نموده: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ (نمل/54) و لوط را كه چون به قوم خود گفت آیا دیده و دانسته مرتكب عمل ناشایست [لواط] مىشوید.
......أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (نمل/55) آیا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مىآمیزید بلكه شما مردمى جهالتپیشهای. فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ (نمل/56) و پاسخ قومش غیر از این نبود كه گفتند خاندان لوط را از شهرتان بیرون كنید كه آنها مردمى هستند كه به پاكى تظاهر مىنمایند. اگر در آیات بالا دقت نمائید متوجه تکرار و فراموشی گویندهی سخن خواهی شد، اما حتی اگر هم این تناقضات قابل چشم پوشی باشد ، تناقض آشکار در نوشته زیر را مشاهده خواهی کرد، قرآن در آیات بالا میگوید که "ما کان جواب قومه الا ..." یعنی پاسخ قوم لوط هیچ چیزی نبود جز اینکه آنها را از شهر خود بیرون کنید. اما در آیات پائین دقت فرمائید که باز همان چیزی که قرآن میگوید تنها پاسخشان بود و پاسخی دیگر نداشتند، چگونه تغییر یافته: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ (عنکبوت/28) و لوط را هنگامى كه به قوم خود گفتشما به كارى زشت مىپردازید كه هیچ یك از مردم زمین در آن بر شما پیشى نگرفته است. أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَتَأْتُونَ فِی نَادِیكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ (عنکبوت/29) آیا شما با مردها درمىآمیزید و راه را قطع مىكنید و در محافل خود پلیدكارى مىكنید و پاسخ قومش جز این نبود كه گفتند اگر راست مى گویى عذاب الله را براى ما بیاور. در این آیات نوشته شده، معلوم نیست که تنها پاسخ قوم لوط، کدامیک از آیات بوده است!
--الله دچار فراموشی میگردد. موسی بیگناهی را میکشد و الله هم او را فراری میدهد. الله بیان میکند که اگر کسی بیگناهی را بکشد، انگار کل بشریت را کشته است: مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِیرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِی الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ(مائده/32) به مین جهت(کشته شدن هابیل از سوی قابیل) بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم كه هر كس انسانی را بدون ارتكاب قتل یا فساد در روی زمین بكشد چنان است كه گوئی همه انسانها را كشته و هر كس انسانی را از مرگ رهائی بخشد چنان است كه گوئی همه مردم را زنده كرده است، و رسولان ما با دلایل روشن بسوی بنی اسرائیل آمدند، اما بسیاری از آنها، تعدی و اسراف، در روی زمین كردند. اما خودش کل بشریت زمان نوح، بغیر از خانواده ی او، را از بین برد: وَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ (صافات/76) و او و خانوادهاش را از گرفتارى بزرگ رهانیدیم الله تمام بشر را از فرزندان او قرار داد و فقط از نسل او انسان را باقی میگذارد:
وَجَعَلْنَا ذُرِّیَّتَهُ هُمْ الْبَاقِینَ (صافات/77) و نسل او را باقى گذاشتیم. ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ (صافات/8) و دیگران را غرق نمودیم.
قرآن خطاب به انسانها میگوید: ای نسلی که با نوح در کشتی حمل شدید: ذُرِّیَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا (اسراء/3) ای زاده شدگان كسانی كه با نوح سوار كردیم، او بنده شكرگزاری بود.
و این بدین معناست که تمام انسانهای زمان نوح ، از بین رفتتند.
همچنین قوم الله بجز خانواده ی لوط (غیر از زنش) تمام مردم شهر قوم او (سدوم) حتی بچه های کوچک را نابود میکند(شعراء/173و آیات پیش از آن)
و سرگذشت قوم ثمود و عاد و ... اگر گفته شود، آیهای که در ابتدای مطلب نوشته شده است، خطاب به بشر است و نه الله؛ چرا انسانی به نام موسی ، به سبب نژادپرستی که نسبت به بنی اسرائیل دارد، شخصی قبطی را بی دلیل میکشد و الله نه تنها از او انتقام نمیگیرد بلکه سالها بعد، او را به پیامبری میرساند:
وَدَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلَى حِینِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِیعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِن شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَیْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِینٌ (قصص/15) او در موقعی كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد، ناگهان دو مرد را دید كه به جنگ و نزاع مشغولند، یكی از پیروان او بود، و دیگری از دشمنانش، آن یك كه از پیروان او بود از وی در برابر دشمنش تقاضای كمك كرد، موسی مشت محكمی بر سینه او زد و كار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد!) موسی گفت: این از عمل شیطان بود كه او دشمن و گمراه كننده آشكاری است. در اینجا تناقضی دیگر نیز وجود دارد، این دو نفر زمانی با هم در حال دعوا بودند که موسی تازه از کاخ فرعون فرار کرده، یکی اسرائیلی بود و دیگری قبطی(مصری).
پرسشی که مطرح میگردد، این است که موسی از کجا دانست که او اسرائیلی است؟ او که از کوچکی تحت تربیت خانواده ی فرعون مصر بود. ضمنا او هنوز پیامبر نشده بود، چرا اسرائیلی را پیرو خویش نامید ؟
اسرائیلی موسی را از کجا شناخت؟ آیا دیار فرعون تا این اندازه بی در و پیکر بود که موسی به راحتی از آن بگریزد ؟ همان اسرائیلی که موسی دیروز به او کمک کرده بود ، روز بعد با یک قبطی دیگری در حال دعوا بود و از موسی درخواست کمک کرد: فَأَصْبَحَ فِی الْمَدِینَةِ خَائِفًا یَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِی اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ یَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِیٌّ مُّبِینٌ (قصص/18)موسی در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهای، ناگهان دید همان كسی كه دیروز از او یاری طلبیده بود فریاد میزند و از او كمك میخواهد، موسی به او گفت تو آشكارا انسان گمراهی هستی . چگونه است که آل فرعون(قبطیان) کسی که شریک در قتل یکی از آنان بود، را تعقیب نمیکردند!
موسی باز میخواست قبطی دیگری را بکشد: فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن یَبْطِشَ بِالَّذِی هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ یَا مُوسَى أَتُرِیدُ أَن تَقْتُلَنِی كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ إِن تُرِیدُ إِلَّا أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِی الْأَرْضِ وَمَا تُرِیدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِینَ (قصص/19) و هنگامی كه(موسی) خواست با كسی كه دشمن(قبطی) هر دوی آنها بود درگیر شود گفت: ای موسی! میخواهی مرا بكشی، همانگونه كه دیروز انسانی را به قتل رساندی ؟ تو میخواهی فقط جباری در روی زمین باشی، و نمیخواهی از مصلحان باشی.
در ادامه ی آیات، الله به موسی کمک میکند تا از چنگ عدالت فرار نماید.
آیا در شآن پروردگار جهانیان است که چنین قاتلی را به پیامبر برگزیند!؟
البته الله تبعیض نژاد است:
إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ (آل عمران/33) الله، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد. چرا برای دیگر ملل پیامبری فرستاده نشد؟
============================================
معلوم نیست نام خدا، الله عربی است، یا یهوی یهودی! موسی هنگامیکه در سرزمین پدرزنش، شعیب به جائی دیگر میرفت، آتش روشن را از جانب کوه طو، ملاحظه نمود و به همسرش گفت؛ که من آتش را دیدم و میروم تا آتش را بیاورم ، زمانیکه هوا تاریک شد از آن جهت تشخیص راه استفاده میکنیم هنگامیکه به آنجا رسید از یک درخت مبارکی که سمت راست دره ای بود مبارک ندائی آمد که ای موسی من الله رب العلمین هستم؛
فلما أَتَاهَا نُودِی مِن شَاطِئِ الْوَادِی الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن یَا مُوسَى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ(قصص/30) هنگامی كه به سراغ آتش آمد ناگهان از کناره ی راست دره در آن سرزمین بلند و پر بركت از میان یك درخت ندا داده شد كه ای موسی! منم الله، پروردگار جهانیان!"
یهودیان، خدا را الله نمینامیدند، الله نامی است عربی و یهودیان از لفظ یَهُوَه، استفاده میکردند .
ضمنا چه لزومی دارد که الله خود را در لا بلای درختی پنهان نماید و خویش را به شکل آتش در بیاورد؟
======================================================توهین الله به کر و لالها
الله برای بیان صفت بدترین جنبندگان روی زمین ، از آنان به عنوان کر و لال، یاد میکند که توهینی است آشکار؛ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ (انفال/22) بدترین جنبندگان از نظر الله ، ناشنوایان لال هستند كه در نمىیابندو این در حالی است که الله میگوید؛ ما به انسانها کرامت دادیم: و لقد كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا(اسرا/70) ما بنی آدم را گرامی داشتیم و آنها را در خشكی و دریا (سوار بر کشتی نوح)حمل كردیم، و از انواع روزیهای پاكیزه به آنها روزی دادیم، و بر بسیاری از خلق خود برتری بخشیدیم.
آیا آیهی پیشین دلیلی است بر حفظ همین کرامت؟
کسانیکه اسلام را با مردم سالاری یکی میدانند و تعیین اولی الامر یا (حاکم) را وظیفه ی مردم میانگارند به این آیه از قرآن استناد میکنند: وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (شوری/38) و آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده، و نماز را برپا داشته، و امر (کننده ی)شان از میان شورا بین خودشان است، و از آنچه به آنها روزی دادهایم انفاق میكنند. اما همین الله است که طالوت را به زور بر مردم حاکم میگرداند: وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى یَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ یُؤْتِی مُلْكَهُ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ(بقره/247) و پیامبرشان به آنان گفت در حقیقتخداوند طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنكه ما به پادشاهى از وى سزاوارتریم و به او از حیث مال گشایشى داده نشده است پیامبرشان گفت در حقیقت خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نیروى] بدنى بر شما برترى بخشیده است و الله پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مى دهد و الله گشایشگر داناست.
حتی الله توبه ی گمراهان را نمی پذیرد:
إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ (آل عمران/90) كسانی كه پس از ایمان كافر شدند و سپس بر كفر افزودند، هیچگاه توبه آنان، قبول نمیشود، و آنها گمراهان هستند . همانگونه که مشاهده میشود مرحلهی گمراهی ، آخرین مرحله از مراحل کفر به الله است: قَالَ وَمَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ (حجر/56)( ابراهیم) گفت چه كسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش مایوس میشود.
پس بر طبق این آیات، اگر کسی به مرحلهی ضلالت(گمراهی) رسید و یا در این مرحله باشد، الله او را هدایت نخواهد کرد، اما الله خطاب به پیامبرش میگوید که:
وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى (ضحی/7) و(الله) تو را(ای محمد) گمراه یافت و هدایت كرد .
--تناقض در سخنان لوط
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ (اعراف/80) و لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت آیا آن كار زشت(لواط) را مرتكب مىشوید كه هیچ كس از جهانیان در آن بر شما پیشى نگرفته است. إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ (اعراف/81)وَمَ شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان درمىآمیزید آرى شما گروهى تجاوزكارید ما كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ(اعراف/82) ولى پاسخ قومش جز این نبود كه گفتند آنان را از شهرتان بیرون كنید زیرا آنان كسانىاند كه به پاكى تظاهر مىكنند . و یا همین داستان را در جائی دیگر از قرآن بیان نموده: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ (نمل/54) و لوط را كه چون به قوم خود گفت آیا دیده و دانسته مرتكب عمل ناشایست [لواط] مىشوید.
......أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (نمل/55) آیا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مىآمیزید بلكه شما مردمى جهالتپیشهای. فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ (نمل/56) و پاسخ قومش غیر از این نبود كه گفتند خاندان لوط را از شهرتان بیرون كنید كه آنها مردمى هستند كه به پاكى تظاهر مىنمایند. اگر در آیات بالا دقت نمائید متوجه تکرار و فراموشی گویندهی سخن خواهی شد، اما حتی اگر هم این تناقضات قابل چشم پوشی باشد ، تناقض آشکار در نوشته زیر را مشاهده خواهی کرد، قرآن در آیات بالا میگوید که "ما کان جواب قومه الا ..." یعنی پاسخ قوم لوط هیچ چیزی نبود جز اینکه آنها را از شهر خود بیرون کنید. اما در آیات پائین دقت فرمائید که باز همان چیزی که قرآن میگوید تنها پاسخشان بود و پاسخی دیگر نداشتند، چگونه تغییر یافته: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ (عنکبوت/28) و لوط را هنگامى كه به قوم خود گفتشما به كارى زشت مىپردازید كه هیچ یك از مردم زمین در آن بر شما پیشى نگرفته است. أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَتَأْتُونَ فِی نَادِیكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ (عنکبوت/29) آیا شما با مردها درمىآمیزید و راه را قطع مىكنید و در محافل خود پلیدكارى مىكنید و پاسخ قومش جز این نبود كه گفتند اگر راست مى گویى عذاب الله را براى ما بیاور. در این آیات نوشته شده، معلوم نیست که تنها پاسخ قوم لوط، کدامیک از آیات بوده است!
--الله دچار فراموشی میگردد. موسی بیگناهی را میکشد و الله هم او را فراری میدهد. الله بیان میکند که اگر کسی بیگناهی را بکشد، انگار کل بشریت را کشته است: مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِیرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِی الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ(مائده/32) به مین جهت(کشته شدن هابیل از سوی قابیل) بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم كه هر كس انسانی را بدون ارتكاب قتل یا فساد در روی زمین بكشد چنان است كه گوئی همه انسانها را كشته و هر كس انسانی را از مرگ رهائی بخشد چنان است كه گوئی همه مردم را زنده كرده است، و رسولان ما با دلایل روشن بسوی بنی اسرائیل آمدند، اما بسیاری از آنها، تعدی و اسراف، در روی زمین كردند. اما خودش کل بشریت زمان نوح، بغیر از خانواده ی او، را از بین برد: وَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ (صافات/76) و او و خانوادهاش را از گرفتارى بزرگ رهانیدیم الله تمام بشر را از فرزندان او قرار داد و فقط از نسل او انسان را باقی میگذارد:
وَجَعَلْنَا ذُرِّیَّتَهُ هُمْ الْبَاقِینَ (صافات/77) و نسل او را باقى گذاشتیم. ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ (صافات/8) و دیگران را غرق نمودیم.
قرآن خطاب به انسانها میگوید: ای نسلی که با نوح در کشتی حمل شدید: ذُرِّیَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا (اسراء/3) ای زاده شدگان كسانی كه با نوح سوار كردیم، او بنده شكرگزاری بود.
و این بدین معناست که تمام انسانهای زمان نوح ، از بین رفتتند.
همچنین قوم الله بجز خانواده ی لوط (غیر از زنش) تمام مردم شهر قوم او (سدوم) حتی بچه های کوچک را نابود میکند(شعراء/173و آیات پیش از آن)
و سرگذشت قوم ثمود و عاد و ... اگر گفته شود، آیهای که در ابتدای مطلب نوشته شده است، خطاب به بشر است و نه الله؛ چرا انسانی به نام موسی ، به سبب نژادپرستی که نسبت به بنی اسرائیل دارد، شخصی قبطی را بی دلیل میکشد و الله نه تنها از او انتقام نمیگیرد بلکه سالها بعد، او را به پیامبری میرساند:
وَدَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلَى حِینِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِیعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِن شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَیْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِینٌ (قصص/15) او در موقعی كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد، ناگهان دو مرد را دید كه به جنگ و نزاع مشغولند، یكی از پیروان او بود، و دیگری از دشمنانش، آن یك كه از پیروان او بود از وی در برابر دشمنش تقاضای كمك كرد، موسی مشت محكمی بر سینه او زد و كار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد!) موسی گفت: این از عمل شیطان بود كه او دشمن و گمراه كننده آشكاری است. در اینجا تناقضی دیگر نیز وجود دارد، این دو نفر زمانی با هم در حال دعوا بودند که موسی تازه از کاخ فرعون فرار کرده، یکی اسرائیلی بود و دیگری قبطی(مصری).
پرسشی که مطرح میگردد، این است که موسی از کجا دانست که او اسرائیلی است؟ او که از کوچکی تحت تربیت خانواده ی فرعون مصر بود. ضمنا او هنوز پیامبر نشده بود، چرا اسرائیلی را پیرو خویش نامید ؟
اسرائیلی موسی را از کجا شناخت؟ آیا دیار فرعون تا این اندازه بی در و پیکر بود که موسی به راحتی از آن بگریزد ؟ همان اسرائیلی که موسی دیروز به او کمک کرده بود ، روز بعد با یک قبطی دیگری در حال دعوا بود و از موسی درخواست کمک کرد: فَأَصْبَحَ فِی الْمَدِینَةِ خَائِفًا یَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِی اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ یَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِیٌّ مُّبِینٌ (قصص/18)موسی در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهای، ناگهان دید همان كسی كه دیروز از او یاری طلبیده بود فریاد میزند و از او كمك میخواهد، موسی به او گفت تو آشكارا انسان گمراهی هستی . چگونه است که آل فرعون(قبطیان) کسی که شریک در قتل یکی از آنان بود، را تعقیب نمیکردند!
موسی باز میخواست قبطی دیگری را بکشد: فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن یَبْطِشَ بِالَّذِی هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ یَا مُوسَى أَتُرِیدُ أَن تَقْتُلَنِی كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ إِن تُرِیدُ إِلَّا أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِی الْأَرْضِ وَمَا تُرِیدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِینَ (قصص/19) و هنگامی كه(موسی) خواست با كسی كه دشمن(قبطی) هر دوی آنها بود درگیر شود گفت: ای موسی! میخواهی مرا بكشی، همانگونه كه دیروز انسانی را به قتل رساندی ؟ تو میخواهی فقط جباری در روی زمین باشی، و نمیخواهی از مصلحان باشی.
در ادامه ی آیات، الله به موسی کمک میکند تا از چنگ عدالت فرار نماید.
آیا در شآن پروردگار جهانیان است که چنین قاتلی را به پیامبر برگزیند!؟
البته الله تبعیض نژاد است:
إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ (آل عمران/33) الله، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد. چرا برای دیگر ملل پیامبری فرستاده نشد؟
============================================
معلوم نیست نام خدا، الله عربی است، یا یهوی یهودی! موسی هنگامیکه در سرزمین پدرزنش، شعیب به جائی دیگر میرفت، آتش روشن را از جانب کوه طو، ملاحظه نمود و به همسرش گفت؛ که من آتش را دیدم و میروم تا آتش را بیاورم ، زمانیکه هوا تاریک شد از آن جهت تشخیص راه استفاده میکنیم هنگامیکه به آنجا رسید از یک درخت مبارکی که سمت راست دره ای بود مبارک ندائی آمد که ای موسی من الله رب العلمین هستم؛
فلما أَتَاهَا نُودِی مِن شَاطِئِ الْوَادِی الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن یَا مُوسَى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ(قصص/30) هنگامی كه به سراغ آتش آمد ناگهان از کناره ی راست دره در آن سرزمین بلند و پر بركت از میان یك درخت ندا داده شد كه ای موسی! منم الله، پروردگار جهانیان!"
یهودیان، خدا را الله نمینامیدند، الله نامی است عربی و یهودیان از لفظ یَهُوَه، استفاده میکردند .
ضمنا چه لزومی دارد که الله خود را در لا بلای درختی پنهان نماید و خویش را به شکل آتش در بیاورد؟
======================================================توهین الله به کر و لالها
الله برای بیان صفت بدترین جنبندگان روی زمین ، از آنان به عنوان کر و لال، یاد میکند که توهینی است آشکار؛ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ (انفال/22) بدترین جنبندگان از نظر الله ، ناشنوایان لال هستند كه در نمىیابندو این در حالی است که الله میگوید؛ ما به انسانها کرامت دادیم: و لقد كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا(اسرا/70) ما بنی آدم را گرامی داشتیم و آنها را در خشكی و دریا (سوار بر کشتی نوح)حمل كردیم، و از انواع روزیهای پاكیزه به آنها روزی دادیم، و بر بسیاری از خلق خود برتری بخشیدیم.
آیا آیهی پیشین دلیلی است بر حفظ همین کرامت؟
کسانیکه اسلام را با مردم سالاری یکی میدانند و تعیین اولی الامر یا (حاکم) را وظیفه ی مردم میانگارند به این آیه از قرآن استناد میکنند: وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (شوری/38) و آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده، و نماز را برپا داشته، و امر (کننده ی)شان از میان شورا بین خودشان است، و از آنچه به آنها روزی دادهایم انفاق میكنند. اما همین الله است که طالوت را به زور بر مردم حاکم میگرداند: وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى یَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ یُؤْتِی مُلْكَهُ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ(بقره/247) و پیامبرشان به آنان گفت در حقیقتخداوند طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنكه ما به پادشاهى از وى سزاوارتریم و به او از حیث مال گشایشى داده نشده است پیامبرشان گفت در حقیقت خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نیروى] بدنى بر شما برترى بخشیده است و الله پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مى دهد و الله گشایشگر داناست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر